بی ماحصل

لغت نامه دهخدا

بی ماحصل. [ ح َ ص َ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از: بی + ما + حصل، فعل عربی ) بی نتیجه و حاصل. بی فایده. || بدبخت. || بی نصیب. بی بهره. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بی نتیجه و حاصل. بی فایده. یا بدبخت. یا بی نصیب. یا بی بهره.

جمله سازی با بی ماحصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر بایست دایم بود خاموش زبان بودی عبث، بی ماحصل گوش

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز