بی ستور

لغت نامه دهخدا

بیستور. [ س ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ستور ) بی چارپا: غِراء؛ مرد بیستور. ( منتهی الارب ). رجوع به ستور شود.

فرهنگ فارسی

بی چارپا غرائ مرد بیستور.

جمله سازی با بی ستور

💡 وآخرش مانند راه کهکشان بی ستور و بی جو و بی کاه باد

💡 سوارا چرا آمدی بی ستور پیاده سپردی یکی راه دور

💡 سواری هر طرف از نوک تیری بی ستور استی ستوری هر کنف از خمّ خامی بی سوار استی

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز