لغت نامه دهخدا
بوعمرو. [ ع َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوعمرو شود.
بوعمرو. [ ع َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوعمرو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ الاسلام گفت: که جنید را میگفت و یاران وی را. چون بوعمرو با جنید آمد، کسی ویرا آگاه کرده بود، که وی بنزدیک رویم رفت. جنید چون ویرا دید گفت: هین! بگو چون دیدی ویرا؟ گفت: سخت بزرگوار و محتشم! گفت: الحمداللّه، از بیم ترا میگفتم، که بروی مرو، نباید که دران سیرت وتلبیس ویرا بینی، فرا چشم تو نیاید مایهٔ خود بباد دهی، الحمداللّه که نیکو دیدهٔ
💡 ادای حق معانی آن ببخش مرا چنانکه عاصم و بوعمرو را ادای حروف