لغت نامه دهخدا
بهرور. [ ب َ رَ / رِ وَ ] ( ص مرکب ) بهره ور: هرکه طاعت شعار و دثار خویش کند از ثمرات دنیا و عقبی بهرور گردد. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به بهره ور شود.
بهرور. [ ب َ رَ / رِ وَ ] ( ص مرکب ) بهره ور: هرکه طاعت شعار و دثار خویش کند از ثمرات دنیا و عقبی بهرور گردد. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به بهره ور شود.
بهره ور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بههمراه توسعهٔ گروه الکترونیک، گروههای قدرت و مخابرات نیز شکل گرفتند و رشتهٔ مهندسی کامپیوتر نیز، در سال ۱۳۸۱ شمسی، فعالیت خود را آغاز نمود. در سال ۹۶، این دو رشته، بهدلیل توسعه و در جهت بهروری بیشتر در امر آموزش و پژوهش، تبدیل به یک دانشکدهٔ مجزّا با نام دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر گردید.
💡 عشق را سینه ی سنگ و دل گرم است ضرور حسن نقشی است که هر لوحی از آن بهرور است