بهرور
مترادفها
پیروز، فاتح، شجاع، دلاور
متضادها
بازنده، شکست خورده
لغت نامه دهخدا
بهرور. [ ب َ رَ / رِ وَ ] ( ص مرکب ) بهره ور: هرکه طاعت شعار و دثار خویش کند از ثمرات دنیا و عقبی بهرور گردد. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به بهره ور شود.
فرهنگ فارسی
بهره ور
جمله سازی با بهرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بههمراه توسعهٔ گروه الکترونیک، گروههای قدرت و مخابرات نیز شکل گرفتند و رشتهٔ مهندسی کامپیوتر نیز، در سال ۱۳۸۱ شمسی، فعالیت خود را آغاز نمود. در سال ۹۶، این دو رشته، بهدلیل توسعه و در جهت بهروری بیشتر در امر آموزش و پژوهش، تبدیل به یک دانشکدهٔ مجزّا با نام دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر گردید.
💡 عشق را سینه ی سنگ و دل گرم است ضرور حسن نقشی است که هر لوحی از آن بهرور است
💡 در آن جشن بزرگ، همه مهمانان از میوههای تازه و شیرین باغ بهرور شده و از فضای آرام و زیبای آن منطقه لذت بردند.
💡 دانشپژوهانی که در این سمینار علمی شرکت کردهاند، از تجربیات ارزشمند اساتید بزرگ بهرور شده و دانش خود را به شدت افزایش دادند.
💡 او همیشه تلاش میکرد تا از تمامی فرصتهای آموزشی موجود در دانشگاه بهرور شده و دانش خود را در زمینههای مختلف گسترش دهد.