لغت نامه دهخدا
بندنی. [ ب َ دَ ] ( اِ ) هر چیزی که جهت بستن و بند کردن چیزی بکار برند. || دسته. || ( ص ) بسته. || تنگ. ( ناظم الاطباء ).
بندنی. [ ب َ دَ ] ( اِ ) هر چیزی که جهت بستن و بند کردن چیزی بکار برند. || دسته. || ( ص ) بسته. || تنگ. ( ناظم الاطباء ).
هر چیزیکه جهت بستن و بند کردن چیزی بکار برند. یا دسته. یا بسته. یا تنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با همه امتلای کام نیست ز حرص سیریام کاش دمی چو بندنیلب گزدم حلاوتی