بن دامان

لغت نامه دهخدا

بن دامان. [ ب ُ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پایان دامان. ( آنندراج ):
ای سنایی جهد کن تا بهر سلطان ضمیر
از گریبان تاج سازی وز بن دامان سریر.سنایی.|| کنایه از زمین. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پایان دامان ٠ کنایه از زمین

جمله سازی با بن دامان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه سود ز آفتاب گریبان سرو را کو زر و لعل در بن دامان نثار کرد

کاندل یعنی چه؟
کاندل یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز