لغت نامه دهخدا
بلبله دار. [ ب ُ ب ُ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) دارنده بلبله. ساقیی که با بلبله باده پیمایی کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
بلبله دار. [ ب ُ ب ُ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) دارنده بلبله. ساقیی که با بلبله باده پیمایی کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) دارند. بلبلهساقیی که با بلبله باده پیمایی کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناهید بود بلبله دار تو به میزان خورشید بود بسته نطاق تو به جوزا