بلا گرفته
لغت نامه دهخدا
بلاگرفته. [ ب َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مبتلی. گرفتار. ( فرهنگ فارسی معین ). || خطابی نفرین آمیز کسی را.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مبتلا گرفتار.
جمله سازی با بلا گرفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو از دعا سپری ساختی که تیغ بلا گرفته زنگ قراب آمد و شکسته فسان