لغت نامه دهخدا
بفور. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) فی الفور و در حال و بزودی. ( ناظم الاطباء ). فوراً.
بفور. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) فی الفور و در حال و بزودی. ( ناظم الاطباء ). فوراً.
فی الفور، فوراً، به زودی، بی درنگ.
فوری، فورا، بزودی ودرنگ
فی الفور در حال بزودی فورا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با انتشار آلبوم مرثیه (۱۹۹۴) و هشتضلعی (۱۹۹۵)، بفوری باری دیگر سبک خود را تغییر دارد. این بار به ریترو-ثرش. آلبوم «نابودگر دنیاها» در سال ۲۰۰۱ آغاز بازگشت گروه بفوری به سبک وایکینگ متال بود که با انتشار دو آلبوم نردلند یک (۲۰۰۲) و نردلند دو (۲۰۰۳) این انتقال به سبک پیشین نهایی شد.
💡 ز انصاف مرمت کنی بفور بنیاد وجود خراب من
💡 یکی را به کیوان درآرد بفور یکی را ز ایوان سپارد به گور