بعینها

لغت نامه دهخدا

بعینها. [ ب ِ ع َ ن ِ ] ( ع ق مرکب ) بعینه. عیناً. رجوع به بعینه شود: فتح و ظفرما را بوده لشکر اعدا مقهور و مکسور شوند و حال بعینها همان بود مگر آنکه شهزاده زود بصلح درآید و راضی شد. ( تاریخ غازانی چ 1358 هَ. ق. انگلستان ص 63 ).

فرهنگ فارسی

عینا درست مانند ( در مونث و جمع بکار بود ).
یا بعینه.

جمله سازی با بعینها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست صورت بعینها معنی ره ز صورت بسی ست تا معنی