بسس

لغت نامه دهخدا

بسس. [ ب ِ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ بِسَه و بِسَّه. ( ناظم الاطباء ).
بسس. [ ب ُ س ُ ] ( ع اِ ) پسته های لت کرده شده. || شتر مادگان رام و انس یافته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شبانان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)

جمله سازی با بسس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سانت آدریا د بسس ۳٫۷۸ کیلومترمربع مساحت و ۳۵٬۱۵۱ نفر جمعیت دارد.

💡 تا خانه کرد آن مه در کوچه خرابات بسس خانمان فروشند بس خاندان بر افتاد

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز