بسخره
لغت نامه دهخدا
( بسخرة ) بسخرة. [ ب َ خ ُ رَ ] ( اِخ ) مرکب از بس بمعنی بسیار و خُرَه یا فُرَّه، لقب والد مهلب بن ابی صفره و عربان آن را معرب کرده، بوصفره و ابوصفره گفتند. ( ابوعبیده بنقل معجم البلدان یاقوت ). رجوع به المعرب جوالیقی ص 137 س 11، ابوصفره و کلمه خارک در معجم البلدان شود.
جمله سازی با بسخره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زنان بگردن گردان بسخره طوق زنند چو مار گرزه که پیچد همی بشاخ درخت
💡 دیوانه ای بسخره اطفال شهر خاست از بهر سنگ و چوب مرا انتخاب کرد
💡 قهرت، ار مجتهد شود، ببرد آسمان را بسخره و پیکار