خندناک

مترادف‌ها

خنده‌دار، مضحک

متضادها

غم‌انگیز، گریه‌آور

لغت نامه دهخدا

خندناک. [ خ َ ] ( ص مرکب ) شاد. خرم. بشاش. خنده کننده. ( ناظم الاطباء ):
ترا سخن نه بدان داده اند تا تو زبان
درافکنی بخرافات خندناک حجی.ناصرخسرو.پس چون معرب کردند سخت نیکو آید ضحاک؛ یعنی خندناک. ( مجمل التواریخ والقصص ).

فرهنگ عمید

= خنده ناک

جمله سازی با خندناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو را سخن نه بدان داده‌اند تا تو زبان برافگنی به خرافات خندناک جحی

💡 آن موقعیت بسیار خندناک بود که تمام مهمان‌ها با دیدن حرکات عجیب و غریب آن میمون کوچک، شروع به قهقهه زدن و خندیدن کردند.

💡 داستان‌های کوتاه که او در جمع دوستان تعریف می‌کند، همیشه بسیار خندناک و سرگرم‌کننده هستند و باعث می‌شود همه با هم خوشحال شوند.

💡 تماشای آن کارتون کمدی برای بچه‌ها بسیار خندناک بود و باعث شد آن‌ها تا مدت‌ها درباره صحنه‌های مضحک آن صحبت کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران