لغت نامه دهخدا
بستان شاد. [ ب ُ ] ( اِخ ) قریه ای است بنواحی بیهق ( سبزوار ) که مسکن خانواده ای از حاتمیان بوده است. ( تاریخ بیهق ص 124 ).
بستان شاد. [ ب ُ ] ( اِخ ) قریه ای است بنواحی بیهق ( سبزوار ) که مسکن خانواده ای از حاتمیان بوده است. ( تاریخ بیهق ص 124 ).
قریه ایست بنواحی بیهق که مسکن خانواده از حاتمیان بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نچیده یک گل از بستان شادی ز غم صد خار در جانم خلیدی
💡 به بستان شاد بگذر ای گل اندام که بر سرو چمن پیشت قیامست
💡 گهی می بر دهد در روی عالم کند هر باغ و بستان شاد و خرّم