بزن بزن

لغت نامه دهخدا

بزن بزن. [ ب ِ زَ ب ِ زَ ] ( اِمص مرکب ) ( از: ب + زن... ) زد و خورد. نزاع. درگیری.
- بزن بزن درگرفتن؛ نزاع درگرفتن. زدو خورد شدن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زد و خورد شدید.
زد و خورد نزاع.

جمله سازی با بزن بزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان دل به تو بخشم کنون که نوبت تست بزن بزن صنما نوبت جهان داری

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز