بریزه

در معنای نخست، «بریزه» به صمغی دوایی شبیه مصطکی گفته می‌شود که سبک، خشک و بدبو است و در متون پزشکی و دارویی مانند الفاظ الادویة و برهان ذکر شده است. این صمغ برای درمان‌های مختلف و همچنین مصارف دارویی مورد استفاده قرار می‌گرفته و خواص درمانی و بهبوددهنده داشته است.

۴. معنای دوم «بریزه» در امور فنی و صنعتی، به چیزی که توسط رویگران برای لحیم کردن و اتصال فلزاتی مانند برنج و مس استفاده می‌شود اشاره دارد و به اتصال و تقویت اجسام کمک می‌کند. این ماده همچنین برای مالیدن بر دمیدگی‌ها و ترمیم قسمت‌های آسیب‌دیده کاربرد داشته و در اصطلاح قدیمی مرهم نیز محسوب می‌شود.

معنای سوم، «بریزه» نام گیاهی از تیره گندمیان است که شامل حدود ۳۰ گونه می‌شود و در آسیا، اروپا، آفریقای شرقی و آمریکای شمالی و مرکزی می‌روید. در اروپا این گیاه به دلیل شکل زیبا و دلنشینش به نام «گل عشق» شناخته می‌شود و انواعی مانند کوچوک، چایرگوزلی و بریزه صغیر دارد.

لغت نامه دهخدا

بریزه. [ ب ِزَ / زِ ] ( اِ ) صمغی است دوایی شبیه به مصطکی و آن سبک و خشک و بدبوی می باشد و معرب آن بارزد و ببرزد بود. ( برهان ). صمغی است شبیه به مصطکی و سبک و خشک بود و مانند عسل صاف و تیزبو باشد. ( الفاظ الادویة ). و رجوع به ببرزد شود. || چیزی که رویگران بجهت لحم کردن و وصل نمودن برنج و مس و امثال آن بکار برند و بر دمیدگیها نیز مالند. ( برهان ). || مرهمی که بر روی زخم رفاده کنند. ( ناظم الاطباء ).
بریزه. [ ب ِ زَ / زِ ] ( اِ ) گیاهی از تیره گندمیان که شامل 30 گونه است و در آسیا و اروپا و آفریقای شرقی و آمریکای شمالی و مرکزی میروید. در اروپا این گیاه را بمناسبت شکل خوش آیندی که دارد گل عشق می نامند. کوچوک. چایرگوزلی. بریزه صغیر. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- صمغی است دوایی شبیه بمصطکی و آن سبک و خشک و بدبوی است. ۲- چیزی که رویگران بجهت لحیم کردن و اتصال برنج و مس و مانند آن بکار برند و بردمیدگیها مالند. ۳- مرهمی که برروی زخمها رفاده کنند.

جمله سازی با بریزه

💡 طرز تهیه به مانند خمیر بریزه است اما به هنگام افزودن نمک ۳۰ گرم شکر افزوده و هنگام افزودن آب یک عدد تخم مرغ به آب افزوده مجموع آب و تخم مرغ ۱۸۰-۱۲۵ میلی لیتر در نظر گرفته می‌شود.

💡 بریزه (به عربی: بریزة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه وادی العیون واقع شده‌است. بریزه ۱۹۶ نفر جمعیت دارد.