لغت نامه دهخدا
برگزیننده. [ ب َ گ ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) انتخاب کننده. || پسندکننده. || ترجیح دهنده. و رجوع به برگزیدن شود.
برگزیننده. [ ب َ گ ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) انتخاب کننده. || پسندکننده. || ترجیح دهنده. و رجوع به برگزیدن شود.
انتخاب کننده یا پسند کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مری بویس تا آنجا پیش رفت که اظهار داشت برتری هومبان در دوره نو-عیلامی بر جایگاه اهورامزدا در دین ایرانیان تاثیر گذاشته است اما ووتر هنکلمن این پیشنهاد را کاملا گمانهزنی میداند. با این وجود قابل قبول است که مفهوم کیتین که در دوره عیلامی نو با هومبان در ارتباط بود، بعدا به اهورامزدا نسبت داده شده باشد، همانگونه که این موضوع با استفاده از این واژه در کتیبهای از خشایارشا نشان داده شده است. نقش اهورامزدا به عنوان برگزیننده الهی پادشاه احتمالا از روی هومبان الگوبرداری شده است.
💡 هیئت قضات عالی میدل سکس و دوبلن از دو سوی دریای ایرلند دست اتفاق به هم دادند و کتابش را محکوم کردند، آن را جلوی در مجلس ایرلند سوزاندند، و خود تالند هم به زندان محکوم شد. تالند به انگلستان گریخت، اما چون نتوانست در آنجا شغلی بیابد، به اروپای قارهای مهاجرت کرد. چند زمانی در دربار شاهزاده سوفیا، همسر برگزیننده هانوور و دخترش سوفیا شارلوت، ملکه پروس، به احترام زیست. تالند پس از یک زندگی پرماجرا در انگلستان به یک زندگی فقیرانه گرفتار آمد و بر اثر بیماری علاج ناپذیری در سال ۱۷۲۲ در سن پنجاه و دو سالگی درگذشت.