لغت نامه دهخدا
برکاری. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) تسلط. مهارت. ( یادداشت مؤلف ).
برکاری. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) تسلط. مهارت. ( یادداشت مؤلف ).
تسلط مهارت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توی اسرار ومن اسراردانم تو برکاری و من بیکار از آنم