لغت نامه دهخدا
برناو. [ ب َ / ب ُ ] ( ص، اِ ) برنا. برناک. جوان. شاب. ( یادداشت دهخدا ). رجوع به برنا شود.
برناو. [ ب َ / ب ُ ] ( ص، اِ ) برنا. برناک. جوان. شاب. ( یادداشت دهخدا ). رجوع به برنا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریانه برناوی دارای مدرک کارشناسی در علوم زیستپزشکی از دانشگاه اتاگو و همچنین مدرک کارشناسی ارشد در علوم زیستپزشکی از دانشگاه الفیصل است. او نه سال تجربه در تحقیقات سلولهای بنیادی سرطان دارد. زمانی که او انتخاب شد به عنوان تکنسین آزمایشگاه تحقیقاتی در بیمارستان تخصصی و مرکز تحقیقات ملک فیصل در ریاض مشغول به کار بود. به عنوان بخشی از این مأموریت، او به آزمایشهایی در زمینهٔ کاری خود میپردازد.
💡 هیچکس رانیست از رختی گزیر از گداو شاه و از برناو پیر
💡 برناو ام شیمزی ۲۶٫۷۰ کیلومترمربع مساحت دارد ۵۴۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 برناو ایم شوارتسوالد ۱٬۹۱۶ نفر جمعیت دارد.