لغت نامه دهخدا
برموم. [ ] ( اِ ) به فارسی جگر است. ( فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به جگر شود.
برموم. [ ] ( اِ ) به فارسی جگر است. ( فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به جگر شود.
به فارسی جگر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان کند فزع تیغ و هیبت رمحت ببدسگال، که برموم و شکر آتش و آب