برسانی

لغت نامه دهخدا

برسانی. [ ب ُ ی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به برسان که بطنی است از ازد. ( الانساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

منسوب است به برسان که بطنی است از ازد.

جمله سازی با برسانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاصدا بی‌خبر از دیدن او گشتی و من به امیدی که پیامی برسانی مشتاق

💡 چند بگویی: ترا من برسانم به کام؟ آنچه پذیرفته‌ای چون برسانی بگوی

💡 امید ما همه آن است در ره تو که یک‌دم ز بوی خویش نسیمی به جان ما برسانی

💡 چون سلامش برسانی ز من خسته بگو که مرا از غم ایام فراقت برهان

💡 کردیم به خوناب جگر نقش به چهره این قصه به آن یوسف دلها برسانی

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز