برداشتگی
مترادفها
گرفته شده، برداشته شده
متضادها
فرورفتگی، گذاری
لغت نامه دهخدا
برداشتگی. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی برداشته. حاصل مصدر است از برداشتن. رجوع به برداشتن و برداشته شود.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی برداشته حاصل مصدر است از برداشتن.
جمله سازی با برداشتگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مزیت باعث کمترین تاب برداشتگی و کوتاهتر شدن جوشکاری میشود و سرعت جوشکاری را بالا میبرد.