بر و رو

لغت نامه دهخدا

بر و رو. [ ب َ رُ رو ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( از: بر + و + رو ) جمال. ( یادداشت دهخدا ). زیبایی ظاهر. بهر و رو.
- بر و رویی داشتن؛ جمیل و صاحب جمال بودن: دختری را که بر و رویی داشت برای پسرش گرفت. ( یادداشت دهخدا ).

فرهنگ فارسی

جمال بهرورو.

جمله سازی با بر و رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دیده‌ای که آن بر و رو جلوه می‌کند یک قطره اشک نیست که آیینه‌ساز نیست

💡 در شبستان گشایی ار بر و روی چمن اندر چمن ریاحین است

💡 بپیچید یال و بر و روی را نگه کرد گستهم و بند وی را

💡 چو نزدیک شد روی دارا بدید پر از خون بر و روی چون شنبلید

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز