لغت نامه دهخدا
بدوات. [ ب َ دَ ] ( ع اِ ) رأیها و اندیشه ها و تدبیرها، یقال: هو ذوبدوات. ( ناظم الاطباء ). ج ِ بداة و در حدیث آمده: السلطان ذوبدوات. اصل آن درمدح است لیکن در ذم بکار رود. ( از اقرب الموارد ).
بدوات. [ ب َ دَ ] ( ع اِ ) رأیها و اندیشه ها و تدبیرها، یقال: هو ذوبدوات. ( ناظم الاطباء ). ج ِ بداة و در حدیث آمده: السلطان ذوبدوات. اصل آن درمدح است لیکن در ذم بکار رود. ( از اقرب الموارد ).
رایها و اندیشه ها و تدبیر ها اصل آن در مدح است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ن وَ الْقَلَمِ بدوات و قلم وَ ما یَسْطُرُونَ (۱) و بآنچه آسمانیان و زمینیان نویسند.