لغت نامه دهخدا
بخصل. [ ب َ ص َ ] ( ع ص ) ضخیم و کلفت و گوشتی و جسیم. ( ناظم الاطباء ). ضخیم و بسیارگوشت. ( از اقرب الموارد ).
بخصل. [ ب َ ص َ ] ( ع ص ) ضخیم و کلفت و گوشتی و جسیم. ( ناظم الاطباء ). ضخیم و بسیارگوشت. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخصل سبک باج جان برده ام بد او، کران، ملک ری خورده ام