بانوس
لغت نامه دهخدا
بانوس. ( اِ ) در اصطلاح کفشدوزان آلتی است از آلات کفش دوزی که اطراف تخت کفش را جلا میدهد. ( فرهنگ نظام ).
بانوس. ( اِخ ) از فرزندان فیثاغورس بود. رجوع به عیون الانباء ج 1 ص 40 شود.
فرهنگ فارسی
از فرزندان فیثاقورس است
جمله سازی با بانوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن بانوس بلندمرتبه با وقار و متانت خاص خود در میان مهمانان حضور یافت و با لبخندی ملایم با همگان احوالپرسی کرد.
💡 در داستانهای قدیمی، هر بانوس نجیبزادهای باید آداب و معاشرت خاصی را در مهمانیهای اشرافی رعایت میکرد تا اعتبار خانواده خود را حفظ کند.
💡 صدای آرام و دلنشین آن بانوس در سالن بزرگ قصر میپیچید و توجه تمام حاضران را به سمت خود برای شنیدن سخنانش جلب میکرد.