لغت نامه دهخدا
( بالکلیة ) بالکلیة. [ بِل ْ ک ُل ْ لی ی َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + کلیة ) عموماً. کافةً. قاطبةً. کلیةً.
( بالکلیة ) بالکلیة. [ بِل ْ ک ُل ْ لی ی َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + کلیة ) عموماً. کافةً. قاطبةً. کلیةً.
عموما کاملا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس این دارالشورا که مردم خواستند منعقدش نمایند و از روی موافقت (با) طباع اکثریت آرا تعیین قانون کنند، اگر مقصودشان جعل قانون جدید بود، چنانکه این هیئت را مقننه میخوانند، بیاشکال تصدیق به صحت آن منافات با اقرار به نبوت و خاتمیت و کمال دین داشت. اگر مقصود، جعل ترتیب قانون موافق شرع بود، اولاً: آنکه ابداً ربطی به آن جماعت نداشت و بالکلیه از وظیفهٔ آن هیئت خارج بود و ثانیاً آنکه عمل به استحسان عقلی است و حرام