بالا نشستن

لغت نامه دهخدا

بالانشستن. [ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) بالا قرار گرفتن. جای بالا را گرفتن. برتر نشستن. زبردست دیگران قرار گرفتن. جلوس کردن در مراتب برتر. مقابل پائین نشستن و زیر دست نشستن. تصدر. صدرنشینی. در صدر جای جلوس کردن از مجلس. || مقام بالا را به دست آوردن.

فرهنگ فارسی

بالا قرار گرفتن

جمله سازی با بالا نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو می‌دانستی افتادن به ناچار نبایستی چنین بالا نشستن

💡 گر چه بالا نشستن از نسب استليك پايين نشستن از ادب استقل هو الله بين كه در قرآنزير تبت يدا ابى لهب است (130) آدم

💡 چو عالم از پی بالا نشستن بهر مجلس رود خوش پای‌کوبان

💡 تا کی ای سر در هوا در آسمان جویی خدا ذوقی از بالا نشستن نیست صاحبخانه را

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز