باغبان باشی

لغت نامه دهخدا

باغبان باشی. [ غ ْ / غ ِ ]( اِ مرکب ) ( از: باغبان فارسی +باشی، سر ترکی ) سر باغبانان. رئیس باغبانان. || خطابی به ملایمت و تفقدآمیز مردی باغبان را.

فرهنگ فارسی

رئیس باغبانان

جمله سازی با باغبان باشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به دل صد آرزو داری، به دوران سازگاری کن چو گلچینی همان به کآشنای باغبان باشی

💡 در باغ تو تا که باغبان باشی لاله بگه خزان نیاید کم

💡 اگر بخواهی در زندگی مسیر موفقیت را طی کنی، باید مانند یک باغبان باشی که با صبر و حوصله به هر نهال کوچک رسیدگی می‌کند تا در نهایت میوه‌های شیرین چشاید.

💡 او همیشه می‌گفت که برای تربیت کردن نسل‌های آینده، باید مانند یک باغبان باشی که نه تنها آبیاری می‌کند، بلکه از هر گیاه در برابر بادهای سخت محافظت هم می‌نماید.

💡 هر کسی که می‌خواهد مدیریت یک سازمان بزرگ را بر عهده بگیرد، باید مانند یک باغبان باشی که با دقت هر بخش از فضای کاری خود را مدیریت و مراقب رشد آن است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران