باغ جمال

لغت نامه دهخدا

باغ جمال. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی در دو فرسنگی میانه جنوب و مغرب میناب است. ( فارسنامه ناصری ).
باغ جمال. [ غ ِ ج َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان سربند سفلی بخش سربند شهرستان اراک که در 42 هزارگزی جنوب باختر آستانه و 27 هزارگزی ایستگاه دو رود واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر با 194 تن سکنه و آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و بنشن و پنبه و انگور و شغل مردمش زراعت و گله داری و قالیچه بافی و راهش مالرو است. در کوههای این ده بادام کوهی، گل بنفشه و شکار بسیار وجود دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی از میناب

جمله سازی با باغ جمال

💡 گفتا که مترس آخر نی منت همی‌گویم کز باغ جمال ما هم بر بخوری هم بر

💡 هر دو بر اوج کمال همچو مه و آفتاب هر دو به باغ جمال چون سمن و یاسمن

💡 از باغ جمال تو دری بگشادند تا خلق ز تو در طمعی افتادند

💡 کجائی ای رخ تو نوبهار باغ جمال کجائی ای قد تو سرو بوستان وصال

💡 تویی آن سرو خرامنده که در باغ جمال با گل و لاله همه ساله تماشاست تو را

💡 ای گل باغ جمال و قمر چرخ جلال هست امیدم که ز تو گوی به میدان فکنم

مقامر پیشه یعنی چه؟
مقامر پیشه یعنی چه؟
موزون یعنی چه؟
موزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز