لغت نامه دهخدا
بازی گردان. [ گ َ ] ( نف مرکب ) متصدی انجام نمایش. راهنمای بازیگران در هنگام نمایش و بازی.
بازی گردان. [ گ َ ] ( نف مرکب ) متصدی انجام نمایش. راهنمای بازیگران در هنگام نمایش و بازی.
متصدی انجام نمایش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخن آنجا به شمشیر و تبر بود همیدون بازی گردان به سر بود