لغت نامه دهخدا
باریک سنج. [ س َ ] ( ص مرکب ) دقیق فکر. نکته سنج:
گذشتند بر کوه خارا برنج
وزو خیره شد مرد باریک سنج.فردوسی.
باریک سنج. [ س َ ] ( ص مرکب ) دقیق فکر. نکته سنج:
گذشتند بر کوه خارا برنج
وزو خیره شد مرد باریک سنج.فردوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذشتند بر کوه خارا به رنج وزو خیره شد مرد باریک سنج