اردان

لغت نامه دهخدا

اردان. [ اِ ] ( ع مص ) همیشه بودن، چنانکه تب و غیر آن. اردان حُمّی ̍؛ پیوسته شدن تب. ( تاج المصادربیهقی ). ثابت و برقرار ماندن تب. ( منتهی الارب ). || اردان قمیص؛ رُدن ساختن پیرهن را. ردن ساختن برای پیراهن. ( منتهی الارب ). آستین کردن جامه را. طراز آستین کردن جامه را. جامه را بُن آستین کردن.
اردان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رُدن. تیریزها. بن های آستین.
اردان. [ ] ( اِخ ) مؤلف مجمل التواریخ والقصص آنرا در ضمن نام های نواحی اقلیم خامس چنین یاد کند: و آذربادگان و ارمنیه و بردعه و اردان و اخلاط. و در اعلاق النفیسه ارزن، اردن آمده. ( مجمل التواریخ ص 480 متن و حاشیه ).

فرهنگ فارسی

بن های آستین

جمله سازی با اردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گمان می‌رود نام اردان که در سدهٔ ۳ پیش از میلاد به سرزمین آلبانیای قفقاز داده شده‌است مربوط به همسایگان جنوبی آلبانیا بوده‌باشد. این نام تاریخی کهن با «اران» که در نوشتارهای جغرافیایی عهد اسلامی آمده، نزدیک است.

💡 اران یا اردان (که در منابع لاتین بنام آلبانی قفقاز شناخته می شود )، یکی از استان‌های شاهنشاهی ایران در دوران ساسانی بود. این منطقه که تقریباً برابر با جمهوری آذربایجان کنونی است، در سال ۲۵۲ میلادی توسط ساسانیان ضمیمه شد و با حمله مسلمانان به ایران تحت حاکمیت مسلمانان درآمد.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز