اخبر

لغت نامه دهخدا

اخبر. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) باخبرتر. خبیرتر. آگاه تر: و کان من اخبرالناس [ فضل بن سهل ] بعلم النجامة. ( ابن خلکان ).
- امثال:
اهل المکة اخبر بشعابها.

فرهنگ فارسی

آگاه تر باخبرتر

جمله سازی با اخبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال‌های اخبر تلاشهایی برای محاکمه پینوشه و عوامل شکنجه در شیلی صورت گرفت که بی‌ثمر ماند.

💡 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم عزیز شهد بجلاله افعاله، نطق بجماله افضاله،دلّ علی اثباته آیاته، اخبر عن صفاته مفعولاته اسم جلیل عرفه العقلاء بدلالة افعاله.

💡 حَقًّا عَلَیْنا یعنی منّا فإن الاشیاء تجب من اللَّه اذا اخبر انها تکون فیجب الشی‌ء من اللَّه لصدقه و لا یجب علیه لعزّة.

💡 تکلفم الحاکمان الهم و الکرب و اخبر الشاهدان الماء و اللهب

💡 فیقول: اللَّه ربّی و الاسلام دینی و محمّد نبیّی، قال فینادی مناد ان صدقت فافرشوه من الجنّة و البسوه من الجنّة فیقول: دعونی اخبر اهلی فیقال له اسکن.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز