اسلام، دینی فراتر از مجموعهای از پندها و توصیههای فردی است؛ دینی جامع و همهجانبه که نیازهای فردی و اجتماعی انسان را بهعنوان وظیفهای واجب تبیین نموده است. بر همین اساس، علوم مختلف متناسب با اهمیتی که در سرنوشت فرد و جامعه دارند، مورد تأکید و تشویق اسلام قرار گرفتهاند و دانشمندان مسلمان را به تدوین و تنظیم نظری این علوم مکلف ساختهاند. علم اخلاق نیز از جمله دانشهایی است که همواره مورد توجه فرهیختگان مسلمان بوده و بنا به مقتضیات زمان و نوع نگرشها، به آن پرداخته شده است.
انسان همواره با انبوهی از گزینههای رفتاری روبروست که تنها میتواند تعداد محدودی از آنها را انتخاب کند: چشم خود را به برخی دیدنیها بدوزد، گوش به برخی شنیدنیها بسپارد و دست یا دیگر اعضای خود را برای انجام کارهای مشخصی به کار گیرد. با رشد قوای بدنی، فکری و عاطفی، همچنین درهمتنیدگی روابط اجتماعی و افزایش اندوختههای علمی و مهارتهای عملی، دامنه این گزینهها چنان گسترش مییابد که در هر لحظه هزاران عمل امکان تحقق پیدا میکند و فرآیند گزینش، دشوار و دشوارتر میشود.
از جمله عوامل مهم و اساسی در ترجیح و تعیین گزینههای رفتاری، عامل عقلانی آگاهانه است که عهدهدار آن، علم اخلاق میباشد. بیتردید، نظام اخلاق اسلامی که در تعالیم و سیرهی پیامبر اکرم تبلور یافته و در منابع اصیل اسلامی تجلی کرده، تنها عامل هویتبخش و سعادتآفرین انسان است که با مراجعه به قرآن کریم و سنت نبوی میتوان از آن بهرهمند شد. بر این اساس، یکی از ضروریترین علوم برای انسان، علم اخلاق است که بر تمامی اوراق کتاب زندگی او اثر میگذارد.