المک

لغت نامه دهخدا

المک. [ اِ م َ ] ( ترکی، اِ ) مادگی و انگله از قیطان و امثال آن. مادگی که از قیطان یا چیزی دیگر بیرون جامه دوزند چون دسته و گوشه چیزی. اخکورنه. عروة: المک پرده. در آذربایجان ایلمک گویند.

فرهنگ فارسی

مادگی و انگله از قیطان و امثال آن

جمله سازی با المک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خانه سراج الملک مربوط به دوره قاجار است و در تهران، خیابان امیرکبیر، کوچه سراج المک، فرعی حمام سراج الملک، پلاک ۳۷ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۶۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 فروغی از مه رخسار ساقی بزم شد روشن فروغش از ادیب المک سلطان است پنداری