لغت نامه دهخدا
افروزان. [ اَ ] ( نف، ق ) در حال افروختن. ( یادداشت دهخدا ). || فروزنده. تابان. محرق. سوزان. متشعشع. دارای نور و روشنائی. ( ناظم الاطباء ). تابان. درخشان. مشتعل. ( فرهنگ فارسی معین ).
افروزان. [ اَ ] ( نف، ق ) در حال افروختن. ( یادداشت دهخدا ). || فروزنده. تابان. محرق. سوزان. متشعشع. دارای نور و روشنائی. ( ناظم الاطباء ). تابان. درخشان. مشتعل. ( فرهنگ فارسی معین ).
= افروختن
( صفت ) ۱ - تابان درخشان ۲ - مشتعل.
اسم: افروزان (دختر) (فارسی) (تلفظ: afruzān) (فارسی: افروزان) (انگلیسی: afruzan)
معنی: افروختن، افروزاندن، افروزانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد تنور لاله افروزان چنان کز شعله اش آتش اندر جان اطفال چمن یکسر گرفت
💡 مجلهٔ بیلبورد نوشت: «[این ترانه] ضمن تأکید بر این که احتمالاً نمیتوان از استفاده ابزاری از سربازان و دسیسهٔ کسانی که آنها را کنترل میکنند، جلوگیری کرد، اما ما نباید بی خیال باشیم/باید از فرصت استفاده کنیم/زیرا اگر شیپور جنگ به صدا در آید/ما هم داخل معرکه میشویم.» روزنامهٔ دیلی تلگراف پیشپندار این ترانه را اینگونه توصیف میکند: «جنگ افروزان چگونه بر این باورند که انسانهای نجیبی هستند.»
💡 برای بیش از دو دهه رژیم بلشویک یهودی در مسکو تلاش کرده بود نه تنها آلمان، بلکه تمام اروپا را به آتش بکشد… حاکمان بلشویک یهودی در مسکو بهطور سرسختانه متعهد شدهاند که سلطه خود را بر ما و سایر ملل اروپایی تحمیل کنند. نه تنها از نظر روحی، بلکه از نظر قدرت نظامی نیز… اکنون زمان مقابله با توطئه جنگ افروزان یهودی آنگلوساکسون و حاکمان یهودی مرکز بلشویک در مسکو فرا رسیدهاست!
💡 زنده شد خاک زمستان کشته از باد بهار ساقیا زان آب همچون نار افروزان بیار
💡 آتش افروزان قهرت چون علم بیرون زنند بحر را در بر کشند و کوه را هامون کنند
💡 الا ای شمع دلسوزان چراغ مجلس افروزان بجبهت ماه مه رویان بطلعت شاه عیاران