اصد

لغت نامه دهخدا

اصد. [ اُ ص َ ] ( ع اِ ) ج ِ اُصْدة. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). رجوع به اُصْدة شود.
اصد. [ اِ ص َ ] ( ع اِ ) ج ِ اِصْدة. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( منتهی الارب ). رجوع به اِصْدة شود.
اصد. [ اُ ص ُ ] ( ع اِ ) ج ِ اِصاد. ( قطر المحیط ). رجوع به اصاد شود.

فرهنگ فارسی

جمع اصاد

جمله سازی با اصد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و لست اقول سؤ فی صدیق و لکنی اصد اذا جفانی

💡 می بر افشاند سحاب اصد افگو هر ها چنانک گل از و صد برک سازد بلبل از او صد نوا

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز