اللهو
مترادفها
لهو، بازی، سرگرمی، تفریح
متضادها
جدیت
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
لهو (۱۶ بار)
مشغول شدن. چیزی که مشغول میکند «لَهَا الرَّجُلُ برالشَّیْءِ: لَعَبَ» این مشغول شدن توأم با غفلت است. راغب میگوید: لهو آن است که انسان را از آنچه مهم است به دردش میخورد مشغول نماید.. نیست زندگی دنیا مگر بازی و مشغول کننده. الهاء: مشغول کردن.. اموال و اولادتان شما را از یاد خدا مشغول و غافل نکند. مردانی که تجارت و فروختن آنها را از یاد خدا مشغول و غافل نمیکند. *. تلهی مشغول شدن و غفلت ورزیدن است یعنی: اما آنکه شتابان پیش تو میآید و از خدا میترسد تو از او غافل میشوی و به چیز دیگری مشغول میگردی. *. آنها به بازی زندگی پرداختهاند. دلهایشان به غیر حق مشغول است. لهو الحدیث. یعنی: بعضی از مردم حدیث مشغول کننده را میخرد تا مردم را ندانسته از راه خدا گمراه کند و راه خدا را مسخره گیرد، عذاب خوار کننده برای آنهاست. در مجمع فرموده این آیه درباره نضر بن حرث بن علقمه نازل شد که برای تجارت به فارس میرفت، اخبار عجم را میآموخت و بر قریش نقل میکرد و میگفت: محمد به شما اخبار عاد و ثمود را نقل میکند من هم داستان رستم، اسفندیار، و اخبار کسریها را، مردم به داستانسرائی او گوش داده و از شنیدن قرآن دست میکشیدند. در المیزان از تفسیر قمی از امام باقر «علیه السلام» نقل شده که مراد از «مِنَ النَّاسِ مِنْ یَشْتَری...» نضر بن حارث بن علقمه است. نگارنده گوید: گمان بیشتر آن است که تمام سوره لقمان از برای این ماجرا نازل شده است و این سوره میفهماند که قرآن حاوی حقائق و راههای سعادت دنیا و آخرت است و حکایاتی که در آن نقل شده مثل حکایت لقمان پر از فوائد و نصائح است نه مثل قصه رستم و اسفندیار که جز لهو الحدیث نیست. غناء روایات بسیاری درباره آیه فوق نازل شده که دلالت دارند براینکه غناء و آواز خوانی از مصادیق لهوالحدیث است و حرام میباشد. رجوع شود به روایات در وسائل و غیره. زندگی لهو:. لفظ «لَهْو و لَعِب» چهاربار درباره زندگی دنیا آمده است درباره لعب بودن آن در «لعب» سخن گفتیم. تعبیر «لَهْو» درباره دنیا مشعر بر آن است که زندگی دنیا انسان را از یاد حق و آخرت غافل میکند چنانکه.. این مطلب را روشن میکند و در بسیاری از آیات هست:. پس باید در زندگی مواظب بود.
جمله سازی با اللهو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خداى تعالى پس از بيان اين حكم مردم را موعظه و انذار نموده و فرموده: (و اتقوا اللهو اسمعوا و الله لايهدى القوم الفاسقين ) و معنى آن روشن است.
💡 فلما استيسوا منه خلصوا نجيا قال كبيرهم الم تعلموا ان اباكم قد أ خذ عليكم موثقا من اللهو من قبل ما فرطتم فى يوسف فلن ابرح الا رض حتى ياذن لى ابى او يحكم الله لى و هوخير الحكمين(80)
💡 اما گروهى ديگر در برابر عوامل ترس با ايمان وتوكل بيشترى خود را براى هر گونه فداكارى مهيا مى كنند چنانكه در قرآن آمده است:الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا اللهو نعم الوكيل وقتى كه به مردم با ايمان مى گفتند اوضاع خطرناك است، و دشمنان شمامجهزند، شما عقب نشينى كنيد بر ايمان و توكل آنها افزوده مى شد!(آل عمران 173).
💡 و عيد و تهديدى هم كه در ذيل آيه است، يعنى جمله (سيصيب الذين اجرموا صغار عند اللهو عذاب شديد بما كانوا يمكرون ) نيز نظر ما را تاءييد مى كند، براى اينكه اين جملهمى فهماند اين آرزو از همان اكابرى است كه مرتكب جرم شده اند، و علت عذاب را هم همانمكرى قرار داده كه در آيه قبل به اكابر مجرمين نسبت داده بود. پس معلوم مى شود صغار وذلت و خوارى هم عذاب همانها است، نه ديگران.
💡 و بـاز به همين جهت است كه (ما عند اللّه ) را بهتر از هر دو دانسته، و فرموده: (خيرمـن اللهـو و مـن التـجـاره ) و آن دو را جـدا جـدا ذكـر كـرد، و نـفـرمـوده: (خير من اللهو والتجاره ).