اخوف

لغت نامه دهخدا

اخوف. [ اَ وَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از خوف. خائف تر. بددل تر. ترسان تر.

فرهنگ فارسی

بد دل تر ترسان تر

جمله سازی با اخوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ أَلْقِ عَصاکَ، هذا من جملة النّداء، فألقاها فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ ای تتحرّک باضطراب کَأَنَّها جَانٌّ. قیل شبّهها بالجنّ لخفّته، و قال فی موضع آخر: فَإِذا هِیَ ثُعْبانٌ مُبِینٌ و هی الحیّة العظیمة، یعنی انّها فی سرعة الجانّ و خفته، و فی صورة الثّعبان و قوّته. و قیل انّها فی اوّل امرها جان علی قدر العصا ثمّ لا یزال تنتفخ و تربوا حتّی تصیر کالثعبان العظیم وَلَّی مُدْبِراً، ای ولیّ موسی مدبرا، ادبر عنها، و جعلها تلی ظهره، وَ لَمْ یُعَقِّبْ لم یرجع و لم یلتفت، تقول: عقّب الرّجل إذا رجع یقابل بعد ان ولّی. و قیل عقّب رجع علی عقبیه، یا مُوسی‌ لا تَخَفْ إِنِّی لا یَخافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ معناه لا یخاف المرسلون فی موضع الّذی یوحی فیه الیهم و الّا فالمرسلون اخوف من اللَّه من غیرهم.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز