حضرت ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، که حدود هشتاد سال پیش از هجرت دیده به جهان گشود، یکی از برجستهترین چهرههای قبیله قریش و خاندان بنی هاشم بود. نام اصلی ایشان را عدهای «عبد مناف» و برخی دیگر «عمران» ذکر کردهاند، اما ایشان به دلیل فرزند ارشدشان، طالب، به «ابوطالب» مشهور شدند. ابوطالب، ریاست خاندان بنی هاشم را بر عهده داشت و مناصب والای «رفادت» (میزبانی از حاجیان) و «سقایت» (تأمین آب برای زائران خانه خدا) را به ارث برده بود. ایشان در میان عرب مکه به سخاوت، درایت و عدالت شهرت داشت و به دلیل نفوذ کلام، اغلب قبایل عرب در اختلافات خود وی را به عنوان داور میپذیرفتند. همچنین، ایشان در دوران جاهلیت از اعمال ناپسند دوری میجست و سنت پدر خویش را در پرهیز از شرابخواری پاس میداشت و حتی در امر قصاص، نخستین کسی بود که سوگند شهادت را برای اولیای دم بنا نهاد، حکمی که بعدها در اسلام نیز تأیید شد.
بزرگترین فصل زندگی حضرت ابوطالب، حمایت بیدریغ ایشان از برادرزادهاش، حضرت محمد، پس از بعثت بود. این حمایت نه تنها کلامی، بلکه عملی بود و تا پایان عمر ایشان تداوم یافت. در سختترین دوران، یعنی محاصره اقتصادی و اجتماعی بنی هاشم توسط قریش در «شعب ابوطالب»، ایشان با تمام توان در کنار پیامبر (ص) ایستاد. این رنجها و سختیهای طولانی، سرانجام پس از پایان محاصره و در سال دهم بعثت (سه سال پیش از هجرت)، در ماههای ذیالقعده یا شوال، موجب رحلت ایشان گردید. این وفات، ضربه روحی بزرگی به پیامبر اکرم (ص) وارد آورد، زیرا ایشان حامی بزرگ و سپر حفاظتی خود را از دست دادند.
با وجود این جانفشانیها و دفاع تمامقد حضرت ابوطالب از رسالت پیامبر، مسئله ایمان و اسلام آوردن ایشان همواره محل بحث و اختلافنظر میان مورخان و متکلمان بودهاست. تردیدی در حمایت بیقید و شرط ایشان نیست، اما در پذیرش قلبی و اعلام رسمی دین اسلام، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد که برخی با استناد به همین عدم اظهار ایمان، از مسلمان بودن ایشان در ظاهر و باطن نفی میکنند، در حالی که طرفداران دیدگاه ایمان ایشان، حمایتهای مادی و معنوی او را دلیلی بر گرایش قلبیاش به آیین جدید میدانند.