اگر نه
ترکیب «اگر نه» در زبان فارسی از دو واژه ساده ساخته شده است: «اگر» به معنای در صورتی که، چنانچه و «نه» به معنای نفی یا انکار. هنگامی که این دو واژه در کنار هم قرار میگیرند، ترکیب آنها معنای شرطی و تقابلی پیدا میکند؛ یعنی بهطور کلی مفهوم آن «در غیر این صورت»، «وگرنه» یا «در صورت نبود آن شرط» است. این ترکیب در گفتار و نوشتار فارسی کاربرد بسیار دارد و برای بیان نتیجهای مخالف یا پیامدی ناگوار در صورت برآوردهنشدن یک شرط به کار میرود.
برای نمونه در جمله «درس بخوان، اگر نه قبول نمیشوی»، عبارت «اگر نه» نشان میدهد که قبولی مشروط به درسخواندن است، و در غیر این صورت، نتیجه منفی رخ خواهد داد. گاهی نیز این ترکیب در گفتوگوهای روزمره به صورت کوتاهتر و طبیعیتر، مانند «وگرنه»، به کار میرود: «برو زودتر بخواب، وگرنه فردا خستهای». در متون ادبی و رسمیتر، «اگر نه» جایگاه خود را به شکلهای متنوعی از جمله «اگر چنین نکنی»، «در غیر این صورت» یا «الاّ» داده است.
از دیدگاه معنایی و کاربردی، این ترکیب ابزاری برای ایجاد رابطه علت و معلول یا شرط و نتیجه در جمله است. این ترکیب کمک میکند تا گوینده بتواند با بیانی کوتاه، مفهومی منطقی و هشداردهنده منتقل کند. در شعر و نثر فارسی نیز، از آن گاه برای تأکید یا تقابل استفاده میشود.
مترادفها
وگرنه، در غیر این صورت
لغت نامه دهخدا
اگرنه. [ اَ گ َ ن َ ] ( حرف ربط مرکب ) کلمه شرط که در نفی استعمال کنند. ( ناظم الاطباء ). و الا. لو لا. ( یادداشت مؤلف ). بصورت های «گرنه، ارنه، اگرنی، گرنی، ارنی »نیز آید به معنی و الا، وگرنه. ( فرهنگ فارسی معین ). به معنی «الا نه » و «ورنه » ( از آنندراج ):
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
با ما منشین، اگرنه بدنام شوی.حافظ ( از فرهنگ فارسی معین ).- واگرنه؛ وگرنه. ورنه. و الا نه: چنین گفته اند که کیخسرو پیغمبری بود و ظفر یافتن وی بر افراسیاب از قوت پیغمبری بود و اگرنه افراسیاب را با آن لشکر و عدت... ( فارسنامه ابن بلخی ).
فرهنگ فارسی
والا و گرنه: ( ما عاشق ورند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بدنام شوی. ) (حافظ )
جمله سازی با اگر نه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هلاکِ اهلِ نظر شربتِ مفارقت است اگر نه زندهدلان را نه تیغ کشت و نه سم
💡 در مصر اگر نه شور عزای حسین خاست نیل از چه لب کبود عرب وار کرده است
💡 وی ظاهراً بسیاری از آثار ارسطو - اگر نه همه آنها - را شرح کرده که بیشتر آنها از میان رفته، و آنچه از آنها بر جای مانده است، اکنون در مجموعه «تفسیرهای یونانی بر آثار ارسطو»، یافت میشود. شرحها و نوشتههای دیگر وی نیز در مجموعه «ضمیمههای ارسطویی» در ۳ جلد (برلین، ۱۸۸۵-۱۹۰۳م) منتشر شده است.