ظفر یافتن
عبارت «ظفر یافتن» در زبان فارسی بهمعنای پیروز شدن، موفق شدن یا به هدف رسیدن است. واژهی «ظفر» ریشهی عربی دارد و به معنی «پیروزی» یا «فتح» است، و وقتی با «یافتن» ترکیب میشود، معنای فعل پیدا میکند؛ یعنی «به پیروزی دست یافتن». این اصطلاح معمولاً در متون رسمی، ادبی یا تاریخی به کار میرود و نشاندهندهی غلبه یا کامیابی در برابر مشکلات، دشمنان یا موانع است.
در متون تاریخی و حماسی فارسی، «ظفر یافتن» غالباً برای توصیف پیروزی پادشاهان، سرداران و قهرمانان بهکار میرود. برای مثال، در توصیف نبردهای نادرشاه یا شاه عباس ممکن است گفته شود که «سپاه ایران بر دشمن ظفر یافت»، یعنی سپاه ایران پیروز شد. چنین کاربردی شکوه و وقار خاصی به متن میدهد، چرا که واژهی «ظفر» نسبت به واژههایی مانند «بردن» یا «غلبه کردن» حالت رسمیتر و فاخرتر دارد.
در زبان امروزی نیز «ظفر یافتن» میتواند در معنایی گستردهتر و استعاری به کار رود. مثلاً میتوان گفت «دانشجو پس از سالها تلاش در تحصیل ظفر یافت»، به این معنا که به هدف خود دست پیدا کرد و موفق شد. در نتیجه، این ترکیب نهتنها برای پیروزیهای نظامی، بلکه برای هر نوع موفقیت فردی یا جمعی نیز قابل استفاده است. بهطور کلی، «ظفر یافتن» نماد پیروزی، کوشش و رسیدن به آرمان است.
مترادفها
پیروز شدن، فتح کردن، غلبه کردن
متضادها
شکست خوردن، ناکامی
لغت نامه دهخدا
ظفر یافتن. [ ظَ ف َ ت َ ] ( مص مرکب ) اِفلاج. اِظفار. بَلل. فَلج. استیلاء. کامیاب شدن. مظفر شدن. غلبه کردن. دست یافتن:
دلشاد زی و کامروا باش و ظفر یاب
بر کام و هوای دل و بر دشمن غدار.فرخی.مال شد در جهان چو منهزمی
تا بر او یافت جود تو ظفری.مسعودسعد.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پیروز شدن فتح کردن. ۲ - دست یافتن بر مسلط شدن بر.
افلاج. اظفار. بلل. فلج. استیلائ. کامیاب شدن. مظفر شدن.
جمله سازی با ظفر یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنجم: در جهاد و حرب نمودن با اعداء دین اگر به دروغ، خدعه توان نمود که سبب ظفر یافتن بر دشمنان دین شود.
💡 نه از تو مرا بخت ظفر یافتن است نز وصل تو امید دگر یافتن است