اصبر
واژهٔ اَصبر ریشهٔ عربی، در اصل بهعنوان صیغهٔ تفضیل بهکار میرود و به معنای شکیباتر، صابرتر و بردبارتر است. این واژه برای مقایسهٔ میزان صبر و پایداری میان دو یا چند شخص یا حالت استفاده میشود و دلالت بر درجهای بالاتر از تحمل، خویشتنداری و استقامت در برابر دشواریها، رنجها و ناملایمات دارد. در متون کهن و کلاسیک، اَصبر اغلب در توصیف فضیلت اخلاقی صبر و برتری آن در انسان یا موجودی خاص بهکار رفته است.
در کاربرد مجازی و استعاری، «اَصبر» تنها به شکیبایی روحی محدود نمیشود، بلکه مفاهیمی همچون «تواناتر»، «باقیاتر»، «بادوامتر» و «مقاومتر» را نیز در بر میگیرد. در این معنا، واژه به حالتی اشاره دارد که چیزی یا کسی توان تحمل فشار، سختی یا شرایط دشوار را بیش از دیگری دارد و از استحکام و پایداری بیشتری برخوردار است. این کاربرد، دامنهٔ معنایی واژه را از حوزهٔ اخلاق فردی به قلمرو توان، دوام و قدرت گسترش میدهد.
برای نمونه، در عبارت «وَ صارد اَثْقَلَ وَ اَصْبَرَ عَلَی النّارِ مِنْهُ»، مقصود آن است که چیزی یا کسی از دیگری سنگینتر و در برابر آتش شکیباتر و مقاومتر شده است. در اینجا، «اَصبر» نه صرفاً به صبر درونی، بلکه به تحمل فیزیکی و پایداری در برابر عامل ویرانگر اشاره دارد و نشاندهندهٔ شدت و برتری این ویژگی نسبت به مورد مقایسه است. چنین کاربردی بیانگر غنای معنایی این واژه در زبان و ادب فارسی و عربی است.
مترادفها
صبر کن، شکیبایی کن
لغت نامه دهخدا
اصبر. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) شکیباتر. صابرتر. بردبارتر. || مجازاً، تواناتر. بابقاتر. بادوام تر. دلیرتر: و صارد اثقل و اصبر علی النار منه. ( ابن البیطار ).
- امثال:
اصبر من الارض.
اصبر من الود علی الذل.
اصبر من جذل الطعان.
اصبر من حجی.
اصبر من حمار.
اصبر من قضیب.
الذهب ابقی الجواهر علی الدفن و اصبرها علی الماء. ( میدانی ).
هو اصبر علی السواف من ثالثةالاثافی.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
صبر (۱۰۳ بار)
جمله سازی با اصبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه گفتا «یا بنی اصبر قلیل جدک الساقی بماء السلسبیل»