اورس

لغت نامه دهخدا

اورس. [ اَ وِ ] ( اِ ) درخت سرو کوهی. ( ناظم الاطباء ). بفتح اول و سکون واو و کسر رای مهمله سرو کوهی.( هفت قلزم ). بفتح اول و کسر ثانی سرو کوهی. ( از آنندراج ) ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ). عرعر. ( برهان )0

فرهنگ عمید

سروکوهی. = اُرْس

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرو کوهی

جمله سازی با اورس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در قسمت‌های جنوبی جنگل، یعنی قسمتی که به روستاها نزدیک‌تر است پوشش گیاهی تنک دیده می‌شود. در عمق جنگل تپه‌های پرشیبی وجود دارد که سراسر پوشیده از درختان بلند است. مشهورترین درخت منطقه اورس است. درختی با ریشه‌های بلند که روی زمین می‌خزد. مناطق ابتدایی جنگل ابر ییلاق دامداران گلستانی است، اما در عمق جنگل اثری از انسان دیده نمی‌شود.

💡 نام ابرسج به دلیل وجود جنگل اورس در این ناحیه بوده‌است که از اورسی به اورسج و سپس ابرسج نامگذاری شده‌است.[نیازمند منبع]

💡 چهار عضو ایل دیوو عبارتند از: اورس بوهلر (با صدای تنور از سوئیس)، کارلوس مارین (با صدای باریتون از اسپانیا)، دیوید میلر (با صدای تنور از ایالات متحده آمریکا)، و سباستین ایزمبار (با صدای تنور از فرانسه).

💡 مناطق قدیمی این روستا میتوان به منظقه قاراپیر و سنی مزار صاندقی و اورس کلیئ و تپه چمن اشاره کرد

💡 ز گرد خود برا در گرد اورس سراغی یابی ازگرد چنین مرد

آباد یعنی چه؟
آباد یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز