انگشت شمار

لغت نامه دهخدا

انگشت شمار. [ اَ گ ُ ش ُ ]( ن مف مرکب ) معدود. بعدد انامل. محدود. قلیل العده: عده انگشت شمار. عده قلیل. ( از یادداشتهای مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] کم، اندک، معدود.
۲. آنچه تعدادش از عدد انگشتان دست بیشتر نباشد.

فرهنگ فارسی

(صفت اسم ) اندک کم قلیل معدود مقابل بسیار.

جمله سازی با انگشت شمار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و كلمه (كوكب ) درى به معناى ستاره پر نور است كه در آسمان چند عدد انگشت شمار ازآنها ديده مى شود، و كلمه (ايقاد) به معناى روشن كردن چراغ يا آتش است، و كلمه(زيت ) به معناى روغنى است كه از زيتون مى گيرند.

💡 به استناد بررسی‌های روشمند باستان شناختی، پهنه کنونی منطقه بام برای نخستین بار در دوره مس سنگی آغازین، حدود نیمه دوم هزاره ششم پیش از میلاد مسکونی شد و پس از آن به‌طور دائم جمعیت‌هایی در بخش‌های مختلف آن زندگی می‌کرده‌اند. آثار این دوره در منطقه بام فقط در چند محوطه انگشت شمار، به دست آمده که در آن‌ها جمعیت‌های روستایی با اقتصاد کشاورزی می‌زیسته‌اند.

💡 و چون از ناحيه كفار خبرى از امن و يا خوف به اين سست ايمانها برسد آن را منتشرسازند، در حالى كه اگر قبل از انتشار، آن را به اطلاعرسول و كارداران خويش رسانده، درستى و نادرستى آن را از آنان بخواهند، ايشان كهقدرت استباط دارند، حقيقت مطلب را فهميده، به ايشان مى گويند و اگرفضل و رحمت خدا بر شما نبود جز مواردى انگشت شمار هر لحظه شيطان را پيروى مىكرديد (83).

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز