انواط

لغت نامه دهخدا

انواط. [ اَن ْ ] ( ع اِ ) ج ِ نَوط. رجوع به نوط شود. || ج ِ نیاط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به نیاط شود.
- ذات انواط؛ نام درختی است نزدیک مکه که در جاهلیت مورد احترام و توجه بود و پیش آن قربانی میکردند و اسلحه خود را از آن می آویختند. ( معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ).

جمله سازی با انواط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قبل از جنگ حنين روزى در خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از شهر بيرونشده و به درخت سدرى رسيديم. من عرض كردم يارسول الله ! چه مى شود كه شما اين درخت را براى ما مسلمين (ذات انواط) قرار دهى تاما نيز مانند مشركين ذات انواط داشته باشيم و اين ذات انواط درخت سدرى بوده كه كفارشمشيرهاى خود را به آن آويخته و در پيرامون آن معتكف مى شدند.رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در پاسخ من از در تعجب و وحشت فرمود: (اللهاكبر) آنگاه اضافه كرد: اين همان پيشنهادى است كه بنىاسرائيل به موسى كرده و گفتند: (اجعل لنا الها كما لهم آلهه ) شما نيز سنت امت هاىگذشته را عملى مى كنيد.

💡 بعضى ديگر نوشته اند كه آنها از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) تقاضا كردندبراى آنان بتى از درخت مخصوص ‍ ذات انواط قرار دهد تا آن را پرستش كنند همانگونهكه جاهلان بنى اسرائيل به موسى گفتند: اجعل لنا الها كما لهم الهة (براى ما بتى قرارده همانگونه كه بت پرستان دارند)!