لغت نامه دهخدا
القتال. [ اَ ق ِ ] ( ع صوت ) مرکب از «الَ » حرف تعریف عربی و قتال مصدر قاتَل َ بمعنی جنگ کردن، و مراد فراخواندن و تشویق بجنگ است. رجوع به قتال شود:
درع حکمت پوشم و بی ترس گویم القتال
خوان فکرت سازم و بی بخل گویم الصلا.خاقانی.
القتال. [ اَ ق ِ ] ( ع صوت ) مرکب از «الَ » حرف تعریف عربی و قتال مصدر قاتَل َ بمعنی جنگ کردن، و مراد فراخواندن و تشویق بجنگ است. رجوع به قتال شود:
درع حکمت پوشم و بی ترس گویم القتال
خوان فکرت سازم و بی بخل گویم الصلا.خاقانی.
جنگ. ( جنگ را باش. ) از تو آواز القتال رسد و زعد بانگ الامان باشد. ( وحشی بافقی )
مرکب از ال حرف تعریف عربی و قتال مصدر قاتل بمعنی جنگ کردن.
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
قتل (۱۷۰ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن مسعود گفت: النوم عند القتال امن من اللَّه عزّ و جل و النّوم فی الصلاة من الشیطان.
💡 باش تا بر ظالم اجرای سیاست چون شود عدل گوید القتال و ظلم گوید الامان
💡 درع حکمت پوشم و بیترس گویم القتال خوان فکرت سازم و بیبخل گویم الصّلا
💡 آيات (65) و (66): ياءيها النبى حرض المؤ منين على القتال إ ن يكن منكم عشرون صبرون...
💡 قابل تکبیر فتح از آسمان گوید که هین القتال ای حیدر ثانی که النصرة معک
💡 مى فرمايد: جنگ (با دشمن ) بر شما مقرر شده است در حالى كه از آن اكراه داريد (كتبعليكم القتال و هو كره لكم ).