لغت نامه دهخدا
اشان. [ اِ ] ( ضمیر ) مخفف ایشان. آنان.
اشان. [ ] ( اِخ )یکی از پسران دوح بن یهودابن یعقوب که در مصر دعوت دین ابراهیم کردند. ( تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 66 ).
اشان. [ اِ ] ( ضمیر ) مخفف ایشان. آنان.
اشان. [ ] ( اِخ )یکی از پسران دوح بن یهودابن یعقوب که در مصر دعوت دین ابراهیم کردند. ( تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 66 ).
یکی از پسران دوح بن یهودا بن یعقوب که در مصر دعوت دین ابراهیم کردند.
آشان. آشان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان سراجوی غربی بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع شده است.
آشان (مارتونی). آشان ( به ارمنی: Աշան ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان مارتونی واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (روشهای جایگزین در عین حال که به یک رسانهٔ انتقال اضافی برای سیگنال کلاک نیاز دارند، به دلیل سر بار به وجود آمده کارایی اشان را هم از دست میدهند. رمزنگاری دو قطبی اغلب سازش خوبی است. از آنهایی اجرا میگیرد که سبب عدم انتقال نمیشوند.
💡 انجمن تا سال ۱۳۵۷ شماری از شخصیتهای جهانی ادبی را به ایران دعوت نمود. هنرمندان موسیقی چون شاران رانی نوازنده ساز سارود از هند برای اجرای کنسرت به ایران آمدند، هم چنین نوازندگان موسیقی سنتی کشورهای مکزیک، شوروی، ترکیه و پاکستان اشان به ایران دعوت شدند.
💡 اگرچه به اصول پرداختن در میان فقیهان اهل سنت همچند همتایان شیعه اشان نیست ولی مستصفا، هم مرجعیت اش را همچنان در میان ایشان نگاه داشته و هم در روزگار خود بر اصول فقه شیعه بی تأثیر نبودهاست.
💡 در دولت چهارم جمهوری دمکراتیک آذربایجان سکاندار وزارت کشاورزی بود. در ۱۵ آوریل سال ۱۹۲۰، اصلانبیگ گارداشف به نیابت از حزب «احرار» ضمن اعلام خروج حزبش از دولت ائتلافی از تمامی اعضای این حزب را به استعفا از پستهای دولتی اشان فراخواند.
💡 فصل سوم: اوتیس با روبی متیو روابطی پنهان دارد. با گذشت زمان به دلیل زیاد شدن علاقه اشان به هم رابطه شان را آشکار میکنند اما بعد از مدتی جدا میشوند. اوتیس و میو در سفر به هم ابراز علاقه میکنند ولی میو به دلیل مسابقات مجبور میشود او را ترک کند و به آمریکا سفر کند.