لغت نامه دهخدا
اسیود. [ اُ س َ وِ ] ( ع ص مصغر ) مصغر اسود.
اسیود. [ اُ س َ وِ ] ( ع ص مصغر ) مصغر اسود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر پایه گزارش تلویزیون تیآرتی ترکیه، شبکه بازداشت شده که در ربودن اسیود نقش داشتهاند تحت نظر «ناجی شریفی زیندشتی» فعالیت میکند و این قاچاقچی مشهور با دستگاههای اطلاعاتی ایران در ارتباط بودهاست.
💡 در ۱۱ آبان ۱۳۹۹ مجتبی ذوالنوری رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در حال بازجویی از حبیب اسیود، رهبر پیشین حرکت النضال هستند و گفت که او توسط شاخههای امنیتی و اطلاعاتی ایران در خارج از کشور بازداشت و به ایران منتقل شدهاست.